حامد عباسیان شاعری جوان

از نکات دیگری که در باره غزلهای حامد عباسیان می توان به ان اشاره کرد تعداد ابیات غزل است که بین پنج بیت تا هشت بیت نوسان دارد و تنها یک غزل ده بیتی در میان سی و هشت غزل به چشم می خورد.تعداد ابیات هر غزل کوتاه است و این امر دست شاعر را در گزینش قافیه ها باز می گذارد اما عیب عمده ای که در این میان به چشم می خورد تکرار قافیه در غزلیات اوست که از عیوب مسلم شعر و به ویژه غزل است ان هم در غزلهایی به این کوتاهی.

 

یکی از صنایع لفظی که در کتابهای صنایع ادبی قدیم و کتابهای ارایه های ادبی نوین به ان اشارتی می رود ارایه ای است به نام رد الصدر الی العجز.در بلاغت قدیم ایران زمین این امر را یکی از نکات مثبت می دانسته اند.این ارایه در غزل به این صورت است که شاعر مصرع اول غزل را به عنوان مصرع اخر می اورد.به عبارت دیگر یک مصرع هم در اغاز شعر می اید و هم در پایان ان.

در کتاب حامد عباسیان این امر به کرات تکرار شده است که در غزلهای زیر دیده می شود.غزل اول،سوم،نهم،هفدهم،بیستم،بیست ویکم،بیست و سوم و سی و یکم.

با این توصیف در هشت غزل او ارایه رد الصدر الی العجز اتفاق افتاده است.به عبارت بهتر در بیست و دو درصد غزلهایش می توان این ارایه را دید.اگر چه غزلیاتی هم هستند که تنها یک واژه از صدر غزل تغییر یافته و در پایان ان امده است.برای نمونه غزل سی و ششم وغزل پنجم این گونه است.من بر خلاف بلاغت نویسان قدیم بر این باورم که شاعران یکی از مفرهایی که می توانسته اند از تنگنای قافیه بیرون روند همین ارایه رد الصدر الی العجز است.

افزون بر این در بسیاری از  غزلیات کوتاه حامد عباسیان تکرار قافیه دیده می شود.

در غزل سی وششم کتاب که با مطلع زیر شروع می شود یکی از قافیه پردازی های ضعیف شعر حامد را می بینیم

بیچاره این اتاق هوایش گرفته است

راه تمام روزنه هایش گرفته است

در این غزل شش بیتی دو بار واژه "ها"قافیه شده و دو بار هوا قافیه شده است.افزون بر این،قافیه "برای"اشکال دارد.زیرا شاعر در این هفت قافیه از ها و صدا و دعا و هوا قافیه ساخته است که کلماتی با معنایند و حروف پس از روی در این قوافی "یش"می باشند اما در کلمه "برای "ما نمی توانیم این امر را ببینیم چون "ی"در کلمه برای از اجزای اصلی واژه است و "برای"بدون "ی"معنا ندارد بنابراین قافیه در این بیت با قافیه های دیگر مطابقت ندارد.

در غزل چهارم که با بیتهای زیر شروع می شود نیز دقیقا این امر بالعینه صورت گرفته است.

نشسته شعر غریبم به پایمان بابا

و زار می زند اینجا برایمان بابا

در این خزان خیابان چه ساده می میرند

به زیر خش خش پا برگهایمان بابا

دوباره پای همان جا نماز خلوت کن

خدا کند که بگیرد دعایمان بابا

 

در غزل سی وسوم کتاب حامد عباسیان هم در دوبیت ردیف فعل "تر شده ام" است اما در بقیه ابیات "تر"جزیی از فعل مرکب نیست و به عنوان  نشانه صفت تفضیلی به کار رفته است که با قافیه های دیگر همخوانی ندارد.

در برخی دیگر از اشعار تکرار قافیه و اشکالاتی از این دست وجود دارد که برای پرهیز از اطاله نوشتار از ان صرف نظر می کنم.

ادامه دارد