برگرفته از منبع زیر با تلخیص و ویرایش بسیار

http://www.amordad6485.blogfa.com/post-634.aspx

شهریور، ششمین ماه سال خورشیدی و به نوشته خیام در نوروزنامه؛آفتاب در این ماه در برج سنبله و آخر تابستان بود. شهریور در اوستا با واژه «خشتروییریه»، در پهلوی «خشتریور»، در سغدی «خستشور» و در خوارزمی «اخشریوری» آمده و در فارسی «شهریور» و یا «شهریر» شده است.

 
واژه «شهریور»
دارای دو بخش است،بخش نخست این واژه به معنای شهریاری و کشور آمده است. واژه «شهر» از «خشتر» آمده؛ در فارسی باستان و سانسکریت به معنای کشور است و تا گذشته‌ای نه چندان دور از واژه «شهر» مفهوم کشور و مملکت اراده می‌‌شد؛ به مانند «ایرانشهر»، به معنای کشور ایران. بخش دوم واژه شهریور،«وئیریه» است، که صفت است به معنی «آرزو شده» که از «ور» مشتق شده است.در واژه  فروردین به  «ور» به معنای پوشاندن  و نگهداری کردن و پناه بخشیدن برمی خوریم. شهریور را «کشور آرزو شده» یا «شهریاری آرمانی» معنا کرده اند. بسا در اوستا از شهریور کشور جاودانی مزدا اهورا، سرزمین جاودانه و بهشت برین اراده گردیده است؛ و ازآنجا که جایگاه خود اهورا است ،انسان باید چنان زندگی کند که شایسته این جایگاه باشد.


 شهریور از امشاسپندان است. امشاسپند به معنای «جاودنه و نامیراى مقدس» یا «ورجاوند جاودانه » است. این واژه در جهان بینی زرتشتى نام هر یک از مهین ایزدان یا فروزه هاى خداوند جان و خرد یا اهورامزداست. واژه «امشاسپند» و «امشاسپندان » براى نخستین بار در گاهان آمده است. شمار امشاسپندان در دین زرتشتى هفت است.
شهریور در جهان مینـُوی نماینده شهریاری ِ ایزدی و بهشتی، فرهمندی و توانایی و نیرومندی اهوراداده، فر و شُکـُوه مندی خداوند و شهریاری بی چون ِِ مزدااهورا است و آن روزگاری است که مردمان از روی اندیشه نیک وخـِرَد ِ روشن خود آن شهریاری آرزو شده را برگزینند و با گفتار و کردار نیک ِ خویش، دست به دست هم داده و دل به دل ِ هم بسته و آن را پدید آورند.
شهریور  در جهان خاکی پشتیبان و نگهبان سنگ ها و فلزها ــ به کار بردن ِ نیک دارایی ــ (به ویژه سکه به نماد دارایی) و دستگیر نیازمندان است. ابوریحان از گفته خورشید موبد می نویسد: «خویشکاری شهریور شفاعت کردن درویشان است». در ستایش سیروزه به مردم سفارش شده که دارایی و زر و سیم خود را به خوبی به کار برند زیرا به کار بردن مناسب دارایی و خواسته ؛ سبب فراخی زندگانی می شود و خشنودی اهورامزدا را در پی دارد و باعث نیکنامی در گیتی و اشویی در مینوست. هر که نیازمندان را دستگیری کند امشاسپند شهریور او را پشتیبانی می کند.

شهریور پشتیبان گروندگان به نیکی و راستی بر پایه آموزه های زرتشتی است.یاری و خشنودی شهریور به هر کس روی آورد آن چنان توانایی اهورایی به او می بخشد که دیگر هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند آن را از میان ببرد. از همین رو در جهان خاکی  نگهبانی فلزها به این امشاسپند داده شده است،زیرا فلزها نیز هیچ گاه از بین نمی روند و آتش هر چه بر آن ها بیفروزد، سخت تر می شوند.


 جشن شهریورگان


ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد:
" شهریورماه که روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم، جشن می باشد، آن را  شهریورگان گویند.معنی شهریور دوستی و آرزوست. شهریور فرشته ای است که به جواهر هفت گانه از قبیل طلا، نقره، مس، آهن و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آن ها بستگی دارد، کارگزار (موکل) است."


 در روز جشن شهریورگان در ایران باستان ایرانیان پـس از آن که در بامداد به آتشکده می رفتند و اهورامزدا را ستایش می کردند، فلزهای کهنه را از انبارها بیرون می آورده و نو می نمودند و ازآن پس به شادی وپایکوبی می پرداختند. زرتشتیان در این روز مراسم ویژه ای را در خانه و آتشکده برگزار می کنند و چوب های خوشبو و اسپند و کندر بر آتش می نهند.
ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و دستگیری از نیازمندان، نزد پادشاه رفته و این جشن را شادباش می گفتند. چرا که این جشن به پادشاهان دادگر وابستگی داشت و بر پایه باور ایرانیان باستان اینگونه شهریاران نماینده شهریاری آسمانی بر روی زمین بودند.

دو مجسمه شیر و خورشید که زمان انقلاب از سردر مجلس حذف و قطعه قطعه شده بود. روز پنجشنبه ۱۷ مردادماه در سکوت خبری به جایگاه قبلی خود بازگشت. یکی از کارمندان کتابخانه مجلس با اعلام این خبر از حذف نشان خورشید از پشت مجسمه های شیر می گوید: «شیرهای شمشیر به دست بعد از مرمت به جایگاه اولیه خود بازگشته اند ولی در عملیات مرمت جای خالی خورشید در این مجسمه حذف شده است.»

 

این کارشناس قدیمی کتابخانه مجلس معتقد است: «به احتمال زیاد تصور شده که شیر و خورشید، نماد رژیم پهلوی است و به همین دلیل از بدنه مجسمه جدا شده است.»

 

در مجلس هفتم نصب این مجسمه ها به نظر هیات رئیسه مجلس وابسته بود و سال گذشته نیز غلامعلی حداد عادل رئیس پیشین مجلس با نصب مجسمه ها موافقت کرد اما نصب مجسمه ها امسال اتفاق افتاد.مجسمه شیر های مجلس ۹۹ سال قدمت دارند و به عنوان نماد قاجاریه و نشانه میانه پرچم در سال ۱۲۸۵ شمسی همزمان با انتقال نمایندگان مجلس از عمارت مدرسه نظام به ساختمان بهارستان در دو طرف لوحه ماده تاریخ مشروطه (عدل مظفر) بر سردر اصلی نصب شدند. این دو شیر به صورت حجمی سه بعدی در اندازه هایی بزرگ تر از حد طبیعی روبه روی هم قرار داشتند. در دست هر یک شمشیری فلزی و بر پشتشان علامت خورشید قرار داشت.

 

این مجسمه ها طی ۷۲ سال حضورشان در دروازه اصلی خانه مشروطه شاهد حوادث بزرگ و عظیم و حضور نمایندگان ملت در این سردر بودند. در جریان به توپ بستن مجلس آسیبی به آنها نرسید. از حوادث مهمی که در پای این دو شیر رخ داد، می توان به حضور زنان ایران برای اعتراض به اولتیماتوم روس ها در مجلس دوم، سخنرانی دکتر محمد مصدق بر دوش مردم در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شمسی، ترور حسنعلی منصور نخست وزیر رژیم پهلوی به دست محمد بخارایی زیر سردر مجلس اشاره کرد.

 

حالا بعد از ۳۰ سال غیبت این مجسمه ها بار دیگر شیرها به مقر اصلی شان بازگشته اند هر چند بدون نشان خورشید در پشت سرشان.

 

روزنامه سرمایه

از معدود کسانی که در تاریخ ایران نقش ایفا کرده اند و می توان نام مرد را بر انان نهاد میرزا تقی خان امیر کبیر است.نامه ذیل کلیشه نامه او به ناصر الدین شاه قاجار است.بخوانید و بیندیشید.

تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی

تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی «فراخکرت» بتازد
چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز - بهترین تیرانداز ایرانی -
از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت ...

آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند.

اوستا - تشتر یشت، کرده ی چهارم

«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

در باورهای مردم، درباره ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست .........

ادامه مطلب را ببینید

 

ادامه مطلب ...

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1146044&Lang=P

مدیرکل اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با بیان این‌که ترجیح دادیم آرامگاه قیصر امین‌پور دست‌نخورده بماند تا بعد دوباره‌کاری نشود، گفت: مقبره‌ی قیصر با طراحی نماد آرامگاه توسط حسین خسروجردی، تا پیش از سالگرد این شاعر در آبان‌ماه، به بهره‌برداری می‌رسد.

حجت‌الاسلام عباس بسی‌خاسته درباره‌ی وضعیت نابسامان آرامگاه قیصر امین‌پور و این‌که پس از گذشت هفت ماه از درگذشت، مزار این شاعر هنوز سنگ قبر ندارد و اقدامی برای بهسازی محوطه نشده است، در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، توضیح داد: بعد از مراسم بزرگداشت چهلم قیصر امین‌پور، قرار شد دو پروژه در شهرستان گتوند (زادگاه و مدفن قیصر) اجرا شود؛ یکی احداث تالار اجتماعات قیصر امین‌پور و دیگری طراحی و ساماندهی نماد آرامگاه قیصر، که هر دو را در دستور کار گنجاندیم و با هماهنگی‌های مدیران استانی، برای هر دو طرح، اعتباراتی را درنظر گرفتیم. طرح تالار اجتماعات قیصر امین‌پور از سال 86 آغاز شد و احداث این تالار، مراحل اجرایی‌اش را آغاز کرده و اینک در مرحله‌ی فونداسیون است.

او در ادامه افزود: مقبره‌ی قیصر امین‌پور در مکان مناسبی قرار گرفته است و زمین آن با هماهنگی‌های صورت‌گرفته با شورای اسلامی شهر گتوند و جلساتی که داشته‌ایم، به تازگی تملک شده است.

بسی‌خاسته گفت: با توجه به این‌که نماد آرامگاه قیصر را ویژه می‌بینیم، به این دلیل مانند بزرگان ادبیات، طرحی را برای آن درنظر خواهیم گرفت که جایگاه این شاعر حفظ شود. با توجه به جایگاه این شاعر، می‌خواهیم مکانی را که تأسیس می‌کنیم، مرکزی برای تجمعات فرهنگی و ادبی باشد؛ این مکان شامل فرهنگسرا، کتابخانه و فضاهای فرهنگی دیگر خواهد بود.

مدیر اداره‌ی ارشاد خوزستان همچنین متذکر شد: در این مدت، مذاکراتی را با افراد شاخصی چون: میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و حسین خسروجردی داشته‌ایم، که در نهایت با خسروجردی به توافق رسیدیم که طرح نماد مقبره‌ی قیصر امین‌پور را او طراحی خواهد کرد و مذاکرات با او انجام شده است.

وی ادامه داد: با توجه به تقدس مقبره، ترجیح دادیم آرامگاه قیصر دست‌نخورده بماند تا بعد دوباره‌کاری نشود؛ ما کیفیت را فدای زمان نمی‌کنیم. آن‌چه را مناسب شخصیت و جایگاه قیصر است، انجام خواهیم داد.

مدیرکل اداره‌ی ارشاد خوزستان همچنین تصریح کرد: حدود یکصد میلیون تومان اعتبار برای ساخت آرامگاه قیصر امین‌پور تخصیص داده شده است و با توجه به این‌که از مردادماه سال 87، بودجه اجرا می‌شود، ما از همان زمان، بازسازی مقبره‌ی قیصر امین پور را آغاز می‌کنیم و پیش از مراسم سالگرد وی، این پروژه به بهره‌برداری خواهد رسید.

شعر او-امنه نقدی پور- در این کتاب چون دریایی است موج خیز .موج مثنوی و دوبیتی و غزل و شعر سپید و نیمایی و حتی قطعه هم در ان یافت می شود.جنگ شعر است.او هم مانند بسیاری از سرایندگان امروز مفسر لحظات ناب خصوصی شعور خویش است.جالب است که نیلو داد می زند که هماره با حضرت عشق است.

این نیلو که زاده شده در ادینه امرداد است چون ماه همزادش سراپا اتش است.اتشی که در بسیاری از شعرهایش نمود می یابد.

این اتش را در شعر او می بینیم که می خواهد با خدا بیامیزد.او خدا را همه جا می یابد .مانند سهراب سپهری در زیر باران می رود تا خدا را بیابد.این خدای توصیف شده او همان حضرت عشق است.عشقی که شاعر می خواهد در زیر باران از ان خیس شود.

در بررسی کتاب می بینیم که شاعر شتابی در چاپ کتاب داشته است. شتاب او در چاپ کتاب باعث شده که اشتباهات و کاستی هایی در شعر او نمودار شود.من همت و تلاش یک دختر خانم 18 ساله را تحسین می کنم که به خود این جسارت را داده است که بگذارد شعر او در معرض نقد قرار گیرد و ان قدر اعتماد به نفس داشته است که بخواهد دیگران او را نشان نقد کنند.

انچه مرا واداشت این نوشته ها را در باره کتاب او بنویسم چند نکته است که ...............

با کلیک بر روی ادامه مطلب بخش پایانی نقد شعر را مطالعه فرمایید.

 

ادامه مطلب ...

هرکی می خواد شعرامو تفسیر کنه

باید که زندگیمو تعبیر کنه

  این شعر از اخرین صفحه کتاب شعر یکی از همشهریان بختیاری ماست که دوست خوبم حسین اقای ادیبی کتاب او را به من دادند تا ان را بررسی کنم و نتیجه بررسی خود را به اگاهی دوستان برسانم.از او ممنونم که این فرصت را به من ارزانی داشتند که با شعر یکی از همشهریان جوانم اشنا شوم.

کتاب بید و مجنون از سری انتشارات دهلاویه است.در79صفحه و با بهای 15000ریال به بازار کتاب عرضه شده است .کتاب با مقدمه و پس از ان با زندگینامه شاعر-آمنه نقدی پور_آغاز می گردد.

شعرهای خانم نقدی پور که بهره مند از طبع خوبی است در قالبهای گوناگون شعر پارسی به زیور طبع اراسته شده اند. او که نیلو تخلص می کند نام کتاب خود را از شعر نخستین خود در کتاب برگزیده است.در عرف ادبیات ان دسته از شاعران که نام کتاب خود را از نام سروده خود وام می گیرند به ان سروده خود مهر بیشتری دارند یا ان را بیشتر دوست دارند و برخی براین باورند که ان سروده را شانی دیگر است.من نمی دانم او هم این حس را داشته اند یا خیر.

این دختر بختیاری که به بختیاری بودن خود می نازد و می گوید هر کس می خواهد شعر مرا تفسیر کند باید زندگی مرا تعبیر کند در این جمله ما را با کسی رویاروی می کند که انچه سروده ان را حس کرده است.این خود افشایی او که امروزه النادر کالمعدوم است ،زیباست.

ادامه دارد

1 2 3 4 >>