یوستین گوردر ، در ۱۹۵۲ در نروژ به دنیا آمد. سالها در برگن فلسفه تدریس کرد و پیوسته در فکر متن فلسفی ساده ای بود که به درد شاگردان جوانش بخورد.چون متن مناسبی نیافت خود نشست و دنیای سوفی (۱۹۹۱) را نوشت.کتاب با استقبال غیر منتظره ای روبرو گردید و در چند سال اول انتشار به بیش از سی زبان ترجمه شد و تاکنون میلیونها نسخه از ان در جهان به فروش رفته است .گوردر استاد ساده نویسی و ایجاز است . سه هزار سال اندیشه را در ۶۰۰ صفحه می گنجاند، و زیرکانه از قول گوته می گوید : « کسی که از سه هزار سال بهره نگیرد تنگدست به سر می برد. » وچه راحت مباحث پیچیدۀ فلسفۀ غرب را ، بی آنکه مبتذل شود، به زبان ساده و شیوا و همه فهم بیان می کند.از جمله بهره جویی مسیحیت را از نظریه های افلاطون و ارسطو ، ریشه گرفتن فرهنگ اروپایی را از فرهنگ سامی و هند ـ اروپایی، هگل را و بحث آنچه عقلی است ماندنی است، و دوران خود ما را و انسان محکوم به آزادی را و غیره و غیره را. توجه داشته باشید دنیای سوفی رمان است، رمانی خود آموز ،با طرح و بسطی گیرا و دلنشین درباره هستی.از دیگر کتابهای گوردر می توان به راز تولد- راز فال ورق- زندگی کوتاه است- سلام کسی اینجا نیست و قصرقورباغه ها اشاره کرد.

او در کتاب - راز فال ورق- در یونان ( نماد فلسفه ) همسرش ( نماد عشق ) را می یابد و این بدین معنا است که زنده کردن دوباره فلسفه به عشق وابسته است و خودشناسی، در رسیدن به جوهره ی عشق در وجود انسان کافی است. همان گونه که در این داستان همواره به گم شدن مادر ( نماد دیگر عشق ) اشاره می شود.

او به ما می فهماند که خداوند پیش از این که از یادها برود پای شاهکار خود را امضا کرده است و امضای خداوند همین عشق است که همچون گمشده ای همواره انسان در جستجوی آن است. نوعی نیاز گریز ناپذیر که انسان را از فراموشی باز می دارد و به او زندگی دوباره می دهد و انسان را به راز آفرینش رهنمون می شود.

یوستین گوردر انسان گمشده غربی را که در مد گرایی و مصرف گرایی غرق شده و با دست آویز قرار دادن فلسفه های سطحی و پوچ گرا به بی خدایی کشیده شده است به سمت و سوی دیگری هدایت می کند تا بتواند راه خروج از بحرانی که گرفتار آن شده است را از هزار توی پیچیده زندگی پیدا کند و به این درک برسد که به ساحلی دیگر تعلق دارد و آن ساحل ،عشق و عرفان است که انسان شرقی سالها پیش از این به آن دست یافته است.

درود بر خوانندگان ارجمند و دوستان گرامی.

چند روزی در مسافرت بودم و نتوانستم با شما گپی داشته باشم.برای شما ارمغانی از کتاب دل بردگان فتح الله عباسی اورده ام.

درصفحه 29 کتاب امده است که استاد عباس اقبال اشتیانی در نامه ای به سر دبیر مجله یغما نوشته است....چند روز قبل در یک جنگ خطی در کتابخانه ی دانشگاه استانبول به یک قطعه شعر از خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی برخوردم و چون بی نهایت در من اثر کرد و روح مرا تکان داد ان را استنساخ کردم اگر ان را می پسندید برای تمتع اهل ذوق و طالبان کلام فصیح فارسی در گوشه ای از یغما به چاپ رسانید و ان شعر چهار بیت زیر است

وقتی که داشتم دل و دستی چو مردمان

دائم رعایت حال دل درویش کردمی

خود بد نکردمی و اگر کردمی به سهو

خود را ز بس ملامت دل، ریش کردمی

امروز روشنم شد کانها که کردمی

با کس نکردمی؛همه با خویش کردمی

چون دیدنی است باز،بد و نیک در جهان

ای کاش نیکی از همه کس بیش کردمی

الکساندر سولژنیتسین - نویسنده‌ی نام‌دار روسیه و برنده‌ی‌ نوبل ادبیات - که در کتاب‌هایش ترس و وحشت حاکم در اردوگاه‌های کار اجباری زمان استالین را به تصویر کشیده است، در سن 89سالگی درگذشت.

الکساندر ایسایویچ سولژنیتسین که هشت سال از عمر خود را در اردوگاه کار اجباری «گولاگ» در اتحاد جماهیر شوروی سابق گذراند، در آثار غیرداستانی و رمان‌هایش از شرایط نهفته در نظام زندان‌های شوروی که میلیون‌ها نفر را اسیر خود کرده بود، پرده برداشت.

این افشاگری‌ها اگرچه موجب خشم مقامات روسیه شد و سال‌ها تبعید را برای او به‌همراه داشت، با این‌ حال، شهرت بین‌المللی فراوانی برای سولژنیتسین به ارمغان آورد. آثار این نویسنده‌ موجب شد تا .........................

ادامه مطلب ...

همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم .

به او گفتم: بنشینید«یولیا واسیلی‌‌‌‌‌اِونا » می‌‌‌‌دانم که دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمی‌‌‌آورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سی‌‌‌روبل به شما بدهم این طور نیست؟

 - چهل روبل

 -نه , من یادداشت کرده‌‌‌‌ام. من همیشه به پرستار بچه‌‌هایم سی روبل می‌‌‌دهم.

حالا به من توجه کنید. شما دو ماه برای من کار کردید .

 - دو ماه و پنج روز

 - دقیقاً دو ماه . من یادداشت کرده‌‌‌ام. که می‌‌شود شصت روبل. البته باید .......................

ادامه مطلب ...

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد منوچهری دامغانی از بزرگان شعرا ی خوش قریحه و شیرین سخن زبان فارسی است.در حدود سالهای اواخر قرن چهارم ه.ق و یا سالهای آغازین قرن پنجم ه.ق در دامغان دیده به جهان گشود. و وفاتش را که در جوانی اتفاق افتاده است سال 432 هجری ضبط کرده اند. او عنوان شاعری خود را از منوچهر بن قابوس بن وشمگیر امیر زیاری گرفت که مقارن سالهای 403 تا 423 ه.ق در زمان محمد و مسعود غزنوی در طبرستان و گرگان حکومت می کرد و خراجگزار دربار آنان بوده است. احتمالاً سالهایی از عمر شاعر در دربار قابوس بن وشمگیر سپری شده و بدین روی منوچهری تخلص کرده است. در سرزمین دامغان و دشت های خیال انگیز و در تابش آفتاب درخشان و شب های رویا خیزش رشد و نمو یافت و در نوجوانی به گرگان و طبرستان سفر کرد و به خدمت زیاریان درآمد، لیکن از آغاز ارتباط او با غزنویان اطلاع روشنی موجود نیست.

می توان گفت در زمان لشکر کشی سلطان مسعود غزنوی در سال 426 ه.ق سلطان او را از ری به خدمت خود فرا خوانده است. از این رو آگاهی از زندگی شاعر جوان دامغانی با توجه به دوران کوتاه زندگیش و به طور کلی کمتر ایستا بودنش در جایی و نیز قشری که از لحاظ اجتماعی بدان وابسته بوده تصویر شفاف و روشنی به دست نمی دهد، اما از نظر ادبی او همواره عنصری را استاد خود خوانده است. منوچهری شاعری است لطیف طبع و شیرین سخن، با ذوقی سرشار و حافظه ای قوی و قریحتی خداداد. در توصیف و تشبیه به ویژه در وصف مناظر طبیعت نقاشی است که با کلک مویین خویش منظره ای را پیش دیده ما مجسم می سازد و به الفاظ وعبارات خشک و بی روح دم مسیحایی می دهد و بدانگونه ترکیبی می سازد که گویی عصاره زیبایی و کمال قرون و اعصار در آن گرد آمده است. همه کس کمان رنگین قوس قزح را دیده و کم و بیش آن را ستوده است ولی کدام کس توانسته است آن را همچون استاد منوچهری شاعرانه و استاد پسند در قالب کوتاهترین عبارت و لطیف و زیبا بیان کند و بسراید.

 در تاریخ هزار ساله شعر فارسی تنها منوچهری است که توانسته طبیعت را به نیکی توصیف کند .برخی بر این باورند که او از سردمداران هنر برای هنر در ادبیات فارسی است.تنها در زمان ما بود که نیما توانست تا اندازه ای در وصف طبیعت و ان هم طبیعت شمال ایران به منوچهری نزدیک شود.منوچهری را می توان نخستین ناتورالیست ادبیات ایران نامید.